احساسات کودک | آموزش مديريت و کنترل خشم وعصبانيت به كودك

کنترل احساسات کودک_ بلز

آیا کودکان می توانند احساسات خود را کنترل کنند؟

احساسات کودک و کنترل و مدیریت آنها توسط کودکان، جزو چالشهای بزرگ روانشناسان و رفتارشناسان کودک بوده است. انسانها دارای مجموعه ای از احساسات مثبت و منفی هستند که هر کدام از آنها در جای خود، با ارزش و مورد نیاز هستند. وجود و بروز هر کدام از این احساسات در کودک، به خودی خود، بد نیست ولی نحوه و زمان بروز آن بسیار اهمیت دارد.

چیزی که در مورد احساسات به ظاهر منفی کودک ( مانند خشم، ترس و غم ) آن‌ها را نامناسب جلوه می‌دهد، در واقع نوع بروز نامناسب آن، شدت بالا و یا تداوم آن است.

کودکان برای مدیریت و کنترل احساسات خود نیاز به آموزش دارند که با تلاش و تمرین می توانند بر آن فائق آیند.

آیا کودک با احساسات خود آشناست؟

برای کنترل احساسات کودک، مرحله اول آشنا کردن او با احساساتش است. در این مرحله از کودک خود می خواهید راجع به احساساتش با شما حرف بزند. کودک باید احساساتش را تشخیص بدهد. او باید تفاوت احساسات را بداند. مثلا او باید تفاوت ناراحتی و عصبانیت را بداند.

وقتي فرزندتان عصباني است کنارش باشید، دستانش را در دستتان بگیرید و یا او را لمس کنید و با نگاه کردن به چشمانش بگوبيد که ميدانيد او چه احساسي دارد و جملاتی مثل جملات زیر را به او بگویید:

” ميدانم از اینکه صبر کردی تا حرف من تمام شود ناراحت شدی ” یا ” ميدانم از اینکه تو را تنها گذاشتم  و با خودم نبردم غمگینی” یا “حتما از اینکه ما تو رو تنها بزاریم می ترسی”

این مطلب را هم بخوانید  2 خاطره، 2 رفتار، 2 کودک، 2 درس انگیزشی

در جملات بالا 3 نوع احساس را با مثال ذکر کردیم” احساس ناراحتی، احساس غم و احساس ترس

 

چگونه به کودک کمک کنیم تا بتواند احساساتش را کنترل کند؟

 

با تایید احساسات كودك، می توانید به او کمک کنید تا بتواند احساساتش را کنترل کند. مثلا:ً

” توحق داری از دست من عصبانی باشی چون دوست داشتی تلویزیون تماشا کنی ولی ما مجبور بودیم برای خرید بریم بیرون و متاسفانه نمی تونستیم کاریش بکنیم.”

کار اشتباه این است که احساسات كودك را نفي كنيد. هیچگاه به کودک نگویید: ” تو نبايد ناراحت ميشدي اين كه چيزي نيست!

 

آیا والدین در آموزش احساسات به کودک نقش دارند؟

 

کودک شما باید درک کند که برای ابرازعصبانیت، خشمگین شدن  روش خوبی نیست.

به کودک خود بگویید:” درست است که تو عصبانی شدی اما اجازه نداري كتك بزنی یا حرف زشت بزنی

فراموش نکنید که اولین معلم کودک شما، خودتان هستید. بنابراین برای آموزش کنترل خشم به کودک، نخست باید با رفتار خود برای او الگو باشید. آیا شما وقتی خشمگین می‌شوید، داد و فریاد می کنید و ظرف و ظروف را می شکنید؟ آیا شروع به فحاشی می کنید؟

اگر رفتارتان در مواجهه با خشم، نامناسب است، تا بیش از این به کودکتان آسیب روحی وارد نکرده اید، سعی کنید هر چه سریعتر رفتارتان را اصلاح نمایید.

خشمگین شدن نیز مانند هر حس دیگری در وجود همه انسانها وجود دارد و تنها تفاوتش در هر کسی نحوه ی مواجهه و کنترل آن است.

بنابراین  وقتی خودتان خشمگین هستید، و کودک نیز خشم شما را می بیند، به او بگویید من بخاطر فلان موضوع خشمگینم و سپس علت خشم را به او بگویید و پس از برطرف شدن خشم، دوباره او را در جریان  بگذارید و بگویید عصبانیتم برطرف شد. فراموش نكنيد رفتار شما، الگوي فرزندتان خواهد بود.

این مطلب را هم بخوانید  آیا می دانید تفاوت پدر معمولی و پدر آگاه چیست؟

 

آیا بازی کردن در کنترل احساسات کودک تاثیر دارد؟

 

با داستان خواندن يا اجرای تئاتر و بازی‌های مدیریت خشم، این مهارت را به او به صورت عملی آموزش دهید، سپس هر وقت به شیوه‌ی درست خشمش را مدیریت کرد، به او اعلام  کنید که از نحوه‌ی مدیریت خشمش راضی هستید.

گاهی اوقات کودک برای ابراز خشم خود و تحت تاثیر قرار دادن شما کارهای نمایشی مثل خود زني، جيغ زدن يا گريه كردن انجام می دهد. نسبت به این رفتارهای کودک، تا زمانی که به خودش آسیب نمی زند بی اعتنا باشید.

لجبازی کودک_ بلز

سوء مدیریت احساسات توسط کودکان گاهی اوقات باعث تداخل و تعویض احساسات او می شود. مثلا خشونت به جای عصبانیت می نشیند یا غم به بدعنقی تبدیل می شود یا ترس به خجالت بدل می گردد و همین موارد از علل اصلی درگیری والدین و کودک می تواند به حساب آید.

در چنین مواردی باید تکنیکهای مربوط به خودش را استفاده کنید مثلا در هنگام خشونت ِ کودک، تکنیک اتاق تنهایی ( کودک مجبور می شود برای چند ساعت تنهایی در اتاق خود بماند و بیرون نیاید) را اجرا کنید، هنگام بهانه گیری تکنیک شنیدن حرفها ( اجازه بدید بهانه هایش را بدون قضاوت کردن ابراز کند) و یا هنگام نق زدن، تکنیک بی اعتنایی را می توانید اجرا کنید.

کودکان غمگین نیاز به رفتاری ملایم دارند. در عین حال باید احساس ارزشمند بودن را در آنها تقویت نمایید. نگاه محبت آمیز، نوازش کردن، در آغوش گرفتن و با گرمی از آنها استقبال کردن به آنها کمک زیادی خواهد کرد. (البته رفتارتان نباید مصنوعی باشد)

این مطلب را هم بخوانید  رشد کلامی کودک | کودکان در سن 2 سالگی چند کلمه بلدند؟

همینطور کودکانی که از اعتماد به نفس کمی برخوردارند، نیاز به عشق ورزیدن و احساس ارشمند بودن دارند. از سرزنش، تحقیر و تنبیه آنها خودداری کنید. سعی کنید از آنها انتقاد نکرده و کوچکترین موفقیتشان را با شور و شوق تشویق کنید و پیامهای مثبت به آنها بدهید  مثلاً بگویید:

” تو امروز خیلی کارهای خوب انجام دادی ، آفرین “

” مدتی است که خیلی ازت راضی ام ” یا ” چقدر پیشنهاد های خوبی می دی “

” از اینکه بچه توانمندی مثل تو دارم احساس غرور می کنم “

” میدونستی من بهت افتخار می کنم؟! “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.